باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

قشنگترین استیکر دیواری دنیا

دوتا دونه برچسب تو خونه بود که باران پیداش کرد بعد چند ساعت دیدم روش نقاشی کشیده یکی رو بالای تخت ما و یکی رو بالای تخت خودش چسبونده یه خانم سیاه پوست خوش تیپ که کیف هم داره برای بالای تخت ما اینم یه دختر خوشحال برای بالای تخت خودش  بعد چند روز هنوز دلم نیومده ورشون دارم آخه کدوم استیکر انرژی و جذابیت اینا رو داره ؟ ...
27 خرداد 1393

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

اینم عکس دانشمندی دخترم ( به قول خودش ) اینجا تازه ده روز بود که به مهد رفته بود پی نوشت : سیستممون که هیچ یو اس پی رو نمیخوند به طرز معجزه آسایی درست شد منم تمام عکسارو ریختم تو کامپیوتر که سر فرصت آپلود میکنم ...
24 خرداد 1393

این روزهای مادرت

من در عنفوان جوانی درس خواندن در رشته ای که مورد علاقه ام نبود رو ول کردم و بعد هم درس خواندن در رشته ای که مورد علاقه ام بود رو  زود شروع نکردم تا اینکه بعد از سالها وقتی شما 4 ماه بود مهمون جسمم شده بودی رفتم و کنکور دادم  قبول هم شدم سال بعدشم همینطور ولی بازم نرفتم و بلاخره وقتی شما یک سال و نیمه بودی تو این شهر قبول شدم همون رشته ای که میخواستم و حالا سومین سال از درس خوندنم میگذره چه سختی ها و چه شب بیداری ها ولی تو تمام این مدت از بیشتر توانم مایه گذاشتم تا شما کمبودی نداشته باشی نمیدونم چقدر موفق شدم یا اصلا موفق شدم یا نه ، لباس شب یلداتو در حالی میدوختم که فرداش امتحان ایستایی داشتم و خیلی چیزهای دیگه که نه...
20 خرداد 1393

طزرجان

چهارشنبه گذشته که تعطیل بود به لطف یکی از دوستان همسر که کلید خونه ی خودشون تو ده رو به ما دادند تا از تعطیلات و آب و هوای خوش طزرجان که در نزدیکی یزد هست بهره ای ببریم . یه خونه قدیمی و مستهلک بود با حیاطی تقریبا کوچک که چندتا درخت میوه  هم داشت امکانات رفاهی خاصی نداشت چون تازه خریداری شده هنوز تعمیراتی هم انجام نشده ولی برای ما که تو یزد فقط در و دیوار تماشا مینماییم بهشتی بود و البته برای باران و هومان ، نا گفته نمونه من شخصا در مناطق ییلاقی خونه های ویلایی نمی پسندم و به خونه های روستایی خیلی بیشتر علاقه دارم خلاصه اینکه حسابی خوش گذشت باران هم تا جا داشت تاب سواری کرد تابی که تشکیل شده بود از یک طناب بلند آویزان از درخت ...
17 خرداد 1393

بهار دائمی خونه ی ما

دختر ماهم این روزها درگیریها منو کمی از وبلاگ نویسی دور کرده ولی امیدوارم به زودی زود بیام و برات از باران این روزها بنویسم همیشه و هرروز عاشق تر از پیشم از اونجایی که هنوز سیستم رو درست نکردیم از عکسای قدیمیت آپلود کردم این عکس مربوط به عید امسال و در امامزاده اسماعیل قائمشهر گرفته شده این عکس مربوط به  مسافرت برای جشن گرفتن تولد 4 سالگیت در شمال ...
12 خرداد 1393
1